تبليغاتX
ج و ا د.جون - در آرزوی دیدار دوست

كوتاه نوشت 7 : براي تو كه در سفري  

 

سلام عزيز سفر كرده .

 

قرار بوده سلام مرا هم برساني به اويي كه مدتهاست گمش كرده ام ....  

 

پس مرا نيز يادي كن .

 

 

 

گمگشده ديار محبت كجا رود

 

نام حبيب هست و نشان از حبيب نيست

 

آه عاشق منم كه يار به حالم نظر نكرد

 

اي خواجه درد هست و وليكن طبيب نيست ...

 

زين گونه ام كه در غم غربت شكيب نيست

 

گر سر كنم شكايت هجران غريب نيست

 

جانم بگير و جانم بگير و صحبت جانانه ام بخش يار

 

كز جان شكيب هست و ز جانان شكيب نيست ....

 

j012

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/01ساعت 18:51  توسط ج و ا د.جون |