تبليغاتX
ج و ا د.جون - خدای نزدیک

حق نوشت 1 : براي محمدم

 

مي نويسم براي محمدم  تا بابي باشد براي گفتگو .

 

درقرآن كريم  سوره   ق  چنين آمده است كه :

و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب اليه من حبل الوريد 

 

(و به تحقيق ما انسان را خلق نموديم و مي دانيم آنچه را وسوسه مي شود به آن، نفس او و ما نزديكتريم به

او از رگ گردنش ) .

 

خدا نزديكتر است از رگ گردن به انسان . نزديكتر از رگ گردن ....  

 

بيا بيانديشيم كه وقتي چيزي نزديك تر از رگ گردن به انسان شد ، چه نتايجي از اين نزديكي مي تواند حاصل آيد :

 

1)خداوند آگاه : آنچه مسلم است خداي نزديكتر از رگ گردن به انسان ، از همه اتفاقات ، رخدادها جريانها

 

و خلاصه همه امور مربوط به انسان نوعي ، آگاه است . خداوند مي داند كه من چه مي كنم ، چه كرده ام و

 

چه خواهم كرد . خداوند تمامي آن چيزهايي كه سعي مي كنم از ديگران به بهانه فاصله پنهان سازم ، مي

 

بيند و مي داند . خداوند تمامي آن اموري كه با ايجاد حجاب از غير نهان ساخته ام ديده و شاهد بوده است .

 

خداوند تنها كسي است كه نمي توانم برايش حجابي و فاصله اي ايجاد كرده و امور چه از نوع خوبش و چه

 

از نوع زشتش را از او پنهان سازم .هيچ عملي از خداوند مخفي نيست . و همين آشكاري امور باعث مي

 

شود كه خداوند تبارك و تعالي آگاه ترين فرد به زندگيم باشد .

 

2)خداوند نزديك: ديگر مورد اينكه خداوند از من انسان دور نبوده و دست يافتن به او به راحتي امكان پذير

 

است . خداوند در آسمان انم نيست . در قعر سياه چاله ها مدفون نگشته . در كتابخانه هاي معتبر اتراق

 

نكرده . در حوزه هاي علميه و دانشگاه ها كرسي براي خود دست و پا نكرده . خدا همين نزديكي است .

 

همين نزديكي . خداي نزديك و دست يافتني . براي يافتن او لازم نيست مسافت زيادي طي كرد ... اراده اي

 

لازم است و توجه .

 

 

3)خداوند پشتيبان : نزديكي من و خدا دلگرمي بزرگي است از براي اينكه هميشه مي توانم تكيه گاهي

 

دائمي داشته باشم . خدا هميشه با من همراه است و مي تواند ياورم باشد در افعال خير و دورم نگه دارد از

 

اعمال ناپسند . خداي نزديك مرا نمي توان با پرده آويخته بر بت زليخا كور كرد و همين درس يوسف نبي

 

است براي انسان كه دور مي كند انسان را از افعال ناپسند . از طرف ديگر خداوند در امور خير ، در

 

مشكلات هميشه همراه و ياور و ناصر انسان خواهد بود .

 

4)خداوند مونس : تنهايي بلايي است كشنده . انسان گاهي چنان تنها و بي همدم مي شود كه چاره اي غير

 

از آواره گي و دست دراز نمودن پيش كس و ناكس برايش نمي ماند . انسان گاهي چنان تنها مي ماند كه

 

سينه ، تاب ناگفته ها و رازها را نياورده و خون بر جگر مي نمايد .... اما خداي نزديك ، مونسي است براي

 

تمامي غمها ، تنهايي ها ، بي كسي ها و.... خداوند تنها همراه هميشگي من انسان است . رازدار است

 

وفادار . هميشه با من است و انيسي  است بي نظير برايم .

 

باز هم مي شود انديشيد و از اثرات نزديكي خدا به انسان درسها آموخت .

 

يك سوال : چرا خداوند رگ گردن را براي توصيف نزديكي برگزيده است ؟؟؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/12ساعت 15:17  توسط ج و ا د.جون  |