|
|
|
||||
|
كوتاه نوشت 5 : براي مادر عقاب پرنده ي بسيار مغروريست . پرهيبت است و جسور. بلند پرواز است و دست نيافتني . عقاب چون بال گشايد هيچ چشمي خالي از حيرت ، هيچ دلي خالي از هراس و هيچ زباني خالي از تحسين نباشد . عقاب را عظمتي است بي مانند . اقتداري است بي مثال . و همين عقاب چو بال بر زمين افكند ، چنان مي شكند كه باور را گنجايش پذيرش نباشد . عقاب خود را چنان مي شكند كه به ذليل ترين پرنده ي عالم مي ماند . تواضع و خضوعي بي همتا . شكستني از اعماق جان . فروتني در ذره ذره وجود . مادرم . هرچقدر در اين كره بي رحم و جامعه آشفته ي اصول فراموش كرده غرق باشم . هرچقدر نامردي از مردمان يادگرفته و دنيا را بر زير پاي غرور خود له كرده باشم . هرچقدر كه بر صلابت خود افتخار كرده و كوهها را در مقابل خود بي مقدار پنداشته باشم .... در پيشگاه تو ذليلم و خوار . در نزد تو خاضعم و بي مقدار . مادرم قدردان لحظه لحظه مهربانیهايت و ذره ذره محبتهايت هستم . بالهاي خود را بر زمين ساييده بر ذليل بودن در پيشگاهت بر خود مي نازم . روزت مبارك .
|
|||||
|
|||||