|
اینجا کلاس درس حسین(ع) است.
در درس گذشته از حسین (ع) چنین آموختیم که :
"الاستدراج من الله سبحانه لعبده ان یسبغ علیه النعم و یسلبه الشکر ."
هر گاه خداوند بخواهد بنده ای را به تدریج در عذاب خود فرو گیرد ، چنان کند که به او نعمت فراوان دهد و توفیق سپاس ندهد .
انسان اگر با وفور نعمت مواجه گردید و با کمبود شکر خود را درگیر یافت ، آنگاه باید زنگ خطر برای خود به صدا در آورد که آری غضب الهی در مورد او شامل شده و به استدراج گرفتار آمده است .
حال دوای درد چیست ؟
اول تشخیص خود درد مهم است . اینکه هنوز آنقدر در گرداب و باتلاق خودپسندی و خود محوری گرفتار نشده باشی که بتوانی متوجه دوری از خداوند گردی . اینکه آنقدر پا از گلیم فراتر نگذاشته باشی که بتوانی دوباره پا را به حیطه عبودیت بازگردانی .
بعد از تشخیص بازگشتی لازم است مردانه . توبه ای می باید از عمق جان .
باید فراموشی را کنار گذاشت . خدا و بزرگی و کرمش را به یاد آورد . باید به یاد آورد که هر چه هست از اوست . اوست خالق . اوست رازق . اوست منعم . باید خود را حذف کرد و خدا را محور قرار داد . باید .... .
بعد از رفع نسیان و تفهیم دوباره به ذهن که هر داریم از اوست ، نوبت به شکر و سپاس از آن خالق بی همتا می رسد . شکر غرور شکن است . شکر ساییدن جبین بر خاک است . شکر سر شکن است در راه معبود . در راه رحمان رحیم .
شکر نعمت ، نعمتت افزون کند .
حال اگر ما مورد نعمت قرار گرفتم و شاکر خداوند بودم . در هر لحظه و در هر آن . آنگاه رحمت به جای غضی مشمول حال من گردیده است .
نکته آخر اینکه هر لحظه شکری می طلبد عظیم . پس خدایا زبان و دل ما را همیشه در راه سپاس از خودت ، شاکر و ذاکر قرار ده .
بیایید شاگردی حسین (ع) نماییم .
نمی دانم حسین کیست ؟ ولی حیف که نیست .
تا فردا بدرود .
کتاب روز : رایحه دلاویز - محمد رضا عبدالامیر انصاری - نشر دلیل ما
این کتاب شرح حالی است از زندگانی جون غلام ابوذر که در رکاب امام حسین (ع) به شهادت نائل گردید . |