|
|
|
||||
|
كوتاه نوشت 9 : حضور در ميهماني " ببخشيد . واقعا عذر ميخوام . تو رو به بزرگيتون عفوم كنيد . داشتم ميومدم كه يه دفعه ماشين پنچر شد و قيافم اين شكلي . اجازه مي ديد دستمامو بشورم . خيلي ببخشيد .... " از مدتها قبل به فكر حضور بودم . برنامه ريزي لازم رو كرده بودم . قرارامو جوري تنظيم كرده بودم كه درست سروقت در مهماني حاضربشم . لباس سفيدام رو از مدتها پيش حاضر كرده بودم . بهترين لباسها رو بايد مي پوشيدم . بهترين عطرها . بهترين دسته گل . بابا مهماني كوچكي نبود . آدمهاي خيلي بزرگي در اون حضور داشتند . از همه مهمتر صابخونه خيلي برام عزيز بود و والا مقام . بايد سروقت و در بهترين پوشش خود رو مي رسوندم . همه چيز خوب پيش مي رفت . سر وقت و سرجاي خودش . اما .... اي كاش غفلت نمي كرده و از روي اون خرده شيشه ها نميگذشتم . شيطون گولم زد . اشتباه كردم و غافل از اثر خرده شيشه بر چرخهاي ماشين شدم . اي كاش غافل نمي شدم . صداي پنچر شدن ماشين لحظاتي بعد از رفتن از اون راه به گوشم رسيد . بله . عوض كردن تاير پنچر با لباس سفيد همين عواقب رو هم داره . از سر تا پا سياه شدم و خاكي . گفتم نرم به مهموني اما بد مي شد . خيلي بد . نهايت بي ادبي بود . شايد ديگر چنين فرصتي هيچوقت گير نميومد . آبروريزي مگه نه .....
رفتم و استقبال گرم صاحبخانه همه تفكراتم را عوض كرد . بهترين لباسها را بهم داد و خودش سر و صورتم را تميز كرد و .... و من الان دور سفره همراه ديگر مهمانها نشسته ام . آنها خبر ندارند كه تا لحظاتي پيش از سر تا پا سياهي بودم و الان . هيچگاه لطف صاحبخانه را فراموش نمي كنم . و هيچگاه عاقبت گذشتن از روي خرده شيشه را ....
راستي خوب شد كه لاستيك زاپاس داشتم و الا ....
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
كوتاه نوشت 8 : به پيشواز ميهماني موعد ميهماني نزديك است . روزها و ماهها انتظار در حال سر آمدن ، صبر در حال رخت بركندن و اشتياق حضور در اوج . حضور در ميهماني خالق . حضور در سر سفره پربركت ماه الله . ماه خود خدا. هر روز سال مهمان خداييم ولي اين 30 روز وعده داده شده مزه ي ديگري دارد . در اين 30 روز : خانه خانه ي دوست ، صاحبخانه يار و هميشه قرين ، پذيرايي در اوج كمال و مهمان در نهايت احترام است . 30 روز طلايي . 30 شب بي نظير . 720 ساعت با ارزش . 43200 دقيقه تكرار نشدني . مهماني بي نظيري در پيش است . چگونه در آن حاضر خواهيم شد؟ چگونه قدم به پيشگاه سفره ي الهي خواهيم گذاشت ؟ چگونه ؟ با كدام لباس مادي و كدام آرايش روحي ؟ پيش به سوي ميهماني يار ....
|
|||||
|
|||||