تبليغاتX
ج و ا د.جون

کوتاه نوشت 3: به پیشواز آغاز دوباره

اهل ریاضیات در مفاهیم خود ، مفهومی به نام نقطه عطف تعریف می کنند . نقطه عطف همان نقطه تغییر است . همان نقطه عوض شدن . همان نقطه آغاز دوباره  صعود و یا نزول .

از مزایای نقطه عطف بوجود آوردن تغییر در شیوه  ی حرکت است . مخصوصا وقتی که نموداری نزولی  را به صعودی بدل سازد .

نمودار زندگی نیز برای دوری از یکنواختی و خدای ناکرده افتادن در یک سیر نزولی ، نیازمند نقطه عطف می باشد . این نقاط عطف در حقیقت کمک رسان رونق بخشیدن به سیر زندگی بوده و در رسیدن به اهداف تعیین شده برای رسیدن به زندگی مطلوب خود و خدا ، نقشی بی نظیر می توانند ایفا کنند .

گاهی به صورت ناخواسته در زندگی نقطه عطف ایجاد می شود . بهتر است بگوییم نقطه عطف خیلی اتفاقی و ناخوانده به مهمانی می آید . مهمانی که میزبانش نمودار زندگی انسان است .

گاهی نیز این نقطه عطف به صورت کاملا خود خواسته و تعمدی در زندگی ایجاد می گردد . انسان از موقعیت های زمانی و مکانی و … بهره گرفته و نقطه عطفی ناشی از تصمیم و اراده خود به وجود می آورد . این گونه نقاط عطف برای افراد با سلایق مختلف و شرایط مختلف ، متفاوت است و شاید هر روزی  از سال برای خیلی ها از ساکنین این کره  بیضی وار  نقطه عطف باشد .

بهار نقطه عطف طبیعت است . نقطه شروع سیر صعودی طبیعت . نقطه شروع دوباره زندگی .

شاید یکی از بهترین فرصتهای موجود در زندگی برای رسیدن به نقطه عطف اختیاری ، همین آغاز سال نو باشد .روز اول سال می تواند نقطه ای برای شروع دوباره  و شروع سیر صعودی جدید باشد .

دوچیز نیاز است برای رسیدن به این نقطه عطف . اول تصمیم و بعد اراده .

پس پیش به سوی تغییر نمودار زندگی  . پیش به سوی نقطه عطف . پیش به سوی آغاز دوباره .

هر که دارد هوس این کار بسم ا… .

به امید روزگاری خوش و مملو از سعادت و خوشبختی برای همه متنفسین اکسیزن در عالم .

پیام آخر :

عزیزترینم روزی  چنین برایم نوشت که :

هر رفتنی رسیدن نیست ، ولی برای رسیدن باید رفت .

تا بعد . بدرود .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/29ساعت 22:34  توسط ج و ا د.جون  | 

اینجا کلاس درس حسین(ع) است.

 

حسین(ع) چنین آموزش می دهد : 

"من دلائی علامات القبول : الجلوس الی اهل العقول."

از نشانه های خوشنامی و نیک بختی ، همنشینی با خردمندان است . 

 

بازهم صحبت از مقبولیت است . صحبت از وجه خوش داشتن در اجتماع . صحبت از خوشنامی و سعادت دنیوی و در نتیجه خوشبختی اخروی .

 

شنیده ایم که فرد را باید از دوستانش شناخت . از همنشینانش . از کشانی که با آنها رفت و آمد و نشست و برخاست دارد .مطمئنا انسان حساسیت خاصی روی انتخاب همنشینان خود دارد  . همنشین می توانید خبر از سلایق و علایق طرف مقابل دهد . من دوست دارم با کسی باشم که با هم جور باشیم . پس انتخاب فردی به عنوان همنشین ، می تواند شناسنامه علایق مرا نمایان سازد .

 

حسین(ع) که مدافع عزت انسانی و شرافت والای آن است ، به شاگردانش می آموزد که برای داشتن مقامی والا در اجتماع می توانند از فرمولی آسان بهره گیرند و آنهم چیزی نیست غیر از همنشینی با عاقلان . همنشینی با صاحبان خرد و بصیرت .

 

این همنشینی می تواند دو مزیت مهم داشته باشد : اولا : شناسنامه ای است مناسب برای ما از باب همنشینی و شناخته شدن با همنشین . ثانیا : مطمئنا این همنشینی دارای اثرات بسیار می باشد . مثلا انسان را به تفکرو تعقل رهنمون ساخته و از عدم تعقل در امور دور می دارد .  کمال همنشین مطمئنا در انسان اثر خواهد کرد ، پس چه بهتر که این اثر واقعا از جهت کمالی و صعودی باشد ، نه از جهت نزولی .

 

حسین همچنان در تلاش برای دفاع از عزت انسانیت است .

بیایید شاگردی حسین (ع) نماییم .

 

نمی دانم حسین کیست ؟ ولی حیف که نیست .

تا فردا بدرود .

 

کتاب روز : نگاهی نو به جریان عاشوراء   -   سید علی رضا واسعی  – نشر بوستان کتاب  

این کتاب در تلاش برای ارائه دیدگاه و نظرگاهی جدید به جریان عاشوراء است . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/12/09ساعت 13:40  توسط ج و ا د.جون  | 

اینجا کلاس درس حسین(ع) است.

 

حسین(ع) چنین آموزش می دهد : 

"لا یامن یوم القیامه الا من خاف الله فی الدنیا    ."

در روز قیامت ایمن نمی شود مگر کسی که در دنیا از خداوند بیم داشته باشد .

 

سعادت اخروی آرزوی هر فردی است . دوری از آتش سوزان جهنم و رسیدن به بهشت برین الهی ، مطلوب خاص و عام می باشد . اما بهشت و دوری از جهنم را مجانی تقدیم انسان نکرده و نخواهند کرد .

 

دنیا مزرعه آخرت است . یعنی آنچه که در آخرت نصیبمان خواهد گردید ، نشات گرفته از اعمال این دنیا خواهد بود . اعمال شایسته انجام دادیم آنگاه بهشت ارزانی ما و اعمال زشت مرتکب شدیم آنگاه آتش نوش جانمان .

 

باید آنچه خداوند امر کرده انجام داد و از نواهی الهی دوری گزید تا شد آنچه که خداوند خواسته و رسید به مطلوبی به نام رضایت الهی و هدیه گرفت زیبا دورانی به عنو.ان زیستن در بهشت را .

 

حسین(ع) یکی از راههای فرار از آتش جهنم و رسیدن به محل امنی همچون بهشت را به شاگردانش می آموزد . ایشان شاگردان خود را به خوف از خداوند تبارک و تعالی فرامی خواند . خوف از خدا در این دنیا .

 

خوف یعنی ترس . یعنی حرمت نگه داشتن . یعنی حدود را رعایت کردن .  یعنی تجاوز ننمودن .

خوف یعنی خدا محوری . یعنی ضد خود محموری . یعنی الله اکبر . یعنی ضد غرور .

خوف یعنی تسلیم . یعنی ایمان . یعنی آنچه خداوند می خواهد همان .

 

حال به فرموده حسین(ع) من اگر خاف باشم در دنیا از خداند تبارک و تعالی ، آنگاه در اخرت به ایمنی و امنیت خواهم رسید . خوف باعث اطاعت خو.اهد گردید و هر که مطیع تر ، مقربتر .

 

بیایید شاگردی حسین (ع) نماییم .

 

 

نمی دانم حسین کیست ؟ ولی حیف که نیست .

تا فردا بدرود .

 

کتاب روز : سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا  -   محمد صادق نجمی – نشر بوستان کتاب  

این کتاب حاوی تمامی سخنان حضرت امام حسین(ع) در جریان سفر منتهی به کربلا می باشد .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/08ساعت 23:14  توسط ج و ا د.جون  | 

اینجا کلاس درس حسین(ع) است.

 

حسین(ع) چنین می فرماید : 

"من جاد ساد و من بخل زذل   ."

هر کس ببخشد ، سروری می یابد و هر کس بخل ورزد ، پست می شود .

 

قوانین علت و معلولی را در روابط اجتماعی هم می توان موثر دانست . هر عملی علتی است برای معلولی . عدم انجام عمل را باید مساوی با بوجود نیامدن معلول در نظر گرفت . عمل خوب ، معلول یا همان نتیجه مثبت و عمل زشت نتیجه ناپسند را عامل خواهد شد .

 

محبوبیت در جامعه به خودی خود بوجود نمی آید . مطمئنا طرفهای مقابل تحت تاثیر عملی واقع شده و در نتیجه محبوبیت و بزرگی و سروری و .... را هدیه می دهند . بر عکس خواری و پستی و این قبیل سرافکندگی ها نیز ناشی از اعمالی دیگر است که در اثر اعمال به انسان از طرف مخاطبینش عطا شده است .

 

همه طالب محبوبیت و سروری در جامعه اند . و گریزان از خواری . ولی اینها بدست نمی آید مگر در گرو اعمال انجام شده .

 

حسین(ع) به طالبین محبوبیت و سروری چنین راه می نماید که باید بخشنده باشند . باید روحیه ی  کرم در آنها حاکم باشد . جواد باشند و بخشاینده . حسین(ع) چنین می فرماید که هر کس بخشش کرد می تواند به سیادت نائل آید . از طرف دیگر نیز اخطار می دهد که بخل ثمری جز رذالت و ذلیل شدن و خاری ندارد .

 

حسین(ع) همه را توصیه به بخشش می نماید آنگاه جامعه ای پر از آقا و سرور را نظاره خواهیم کرد .  همه بزرگ بوده و بزرگ منش خواهند بود . و چه شیرین منظره ای در صورت رویت خواهد بود .  و اما امان از جامعه بخیل که ذلیل شدن و پستی را به ارمغان خواهد آورد .

 

بیایید شاگردی حسین (ع) نماییم .

 

 

نمی دانم حسین کیست ؟ ولی حیف که نیست .

تا فردا بدرود .

 

کتاب روز : حکمت نامه امام حسین (ع) -   محمد محمدی ری شهری -  ترجمه : عبدالهادی مسعودی     - سازمان چاپ و نشر  

این کتاب در باب روایاتی از امام حسین(ع) می باشد .            

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/12/07ساعت 19:14  توسط ج و ا د.جون  | 

اینجا کلاس درس حسین(ع) است.

 

حسین(ع) چنین تعلیم می دهد : 

"صن وجهک عن بذله المساله و ارفع حاجتک فی رقعه  ."

آبرویت را پاس دار و حاجت خود را حضورا مخواه . بلکه آن را در نامه ای بنویس .

 

حرمت مقام انسانی بسیار والا و شرافت انسانی بسیار قابل احترام است . آنچه مهم است حفظ مقام انسانیت انسان است . حفظ عزت . حفظ آبرو .

 

 

آبروی انسان را با حرمت کعبه مقایسه کرده اند . اینکه ریختن آبروی انسان مذموم بوده در حقیقت نشان از اهمیت موضوع می دهد . انسان به آبرو زنده است . به آبرو دارای عزت است . به آبرو دور از ذلت است و خواری .

حال اگر آبروی انسان بریزد ، سر افکندگی و ذلت و خواری در پیش غیر،  نخستین ارمغان آن خواهد بود .

 

در مکتب اسلام تجاور به آبروی مسلمان و حرمت شکنی قبیح بوده و شدیدا مورد عقاب قرار گرفته است . هیچ کسی حق ریختن آبروی فرد دیگر را ندارد . هیچ کسی حق شکستن حیطه حرمت فردی دیگر را ندارد .

 

حسین(ع) اصلی دیگر را نیز می آموزد . نه تنها هیچ کس حق ندارد به آبروی فردی دیگر بی حرمتی نماید و به آن تجاوز نماید ، بلکه هیچ کس حق ندارد حافظ آبروی خویش نباشد .

نیاز و حاجت چیز محالی نیست و امکان دارد هر لحظه انسان را گرفتار خود سازد ، ولی برای حفظ شخصیت انسانی و آبرویی که با هزاران زحمت بدست آمده است ، انسان حتی در موقع نیازمندی نیز باید حافظ آبروی خویش باشد .

 

حسین(ع) می فرماید که نیاز را حضورا مخواه تا در مقابل فردی دیگر خدای ناکرده عرق شرم بر جبینت نقش مبندد . حسین از اینکه شرم سراسر وجود را فرا بگیرد . چشمها از خجلت به زمین دوخته شود . از اینکه صدا با بغض همراه شود . بر حذر داشته و رفع نیاز در چنین مواردی را به صورت درخواست کتبی صلاح می داند ، تا هیچ فردی در مقابل فردی دیگر شرمنده نگردد .

 

حسین (ع) همچنان از شرافت و مقام انسانیت دفاع می کند . همچنان از خلیفه الهی انسان دفاع می نماید .

حسین(ع) همچنان از ذلت فرار کرده و مدافع عزت است.

 

بیایید شاگردی حسین (ع) نماییم .

 

 

نمی دانم حسین کیست ؟ ولی حیف که نیست .

تا فردا بدرود .

 

کتاب روز : اشکواره  -   سید جعفر خلخالی    - نشر دلیل ما 

این کتاب در باب روایاتی در ثواب گریه بر حسین(ع) می باشد .            

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/06ساعت 19:33  توسط ج و ا د.جون  | 

اینجا کلاس درس حسین(ع) است.

 

در درس گذشته از حسین (ع) چنین آموختیم که :

"الاستدراج من الله سبحانه لعبده ان یسبغ علیه النعم و یسلبه الشکر ."

هر گاه خداوند بخواهد بنده ای را به تدریج در عذاب خود فرو گیرد ، چنان کند که به او نعمت فراوان دهد و توفیق سپاس ندهد .

 

انسان اگر با وفور نعمت مواجه گردید و با کمبود شکر خود را درگیر یافت ، آنگاه باید زنگ خطر برای خود به صدا در آورد که آری غضب الهی در مورد او شامل شده و به استدراج گرفتار آمده است .

 

حال دوای درد چیست ؟

 

اول تشخیص خود درد مهم است . اینکه هنوز آنقدر در گرداب و باتلاق خودپسندی و خود محوری گرفتار نشده باشی که بتوانی متوجه دوری از خداوند گردی . اینکه آنقدر پا از گلیم فراتر نگذاشته باشی که بتوانی دوباره پا را به حیطه عبودیت بازگردانی .

بعد از تشخیص بازگشتی لازم است مردانه . توبه ای می باید از عمق جان .

باید فراموشی را کنار گذاشت . خدا و بزرگی و کرمش را به یاد آورد . باید به یاد آورد که هر چه هست از اوست . اوست خالق . اوست رازق . اوست منعم . باید خود را حذف کرد و خدا را محور قرار داد . باید .... .

 

بعد از رفع نسیان و تفهیم دوباره به ذهن که هر داریم از اوست ، نوبت به شکر و سپاس از آن خالق بی همتا می رسد . شکر غرور شکن است . شکر ساییدن جبین بر خاک است . شکر سر شکن است در راه معبود . در راه رحمان رحیم .

شکر نعمت ، نعمتت افزون کند .

 

حال اگر ما مورد نعمت قرار گرفتم و شاکر خداوند بودم . در هر لحظه و در هر آن . آنگاه رحمت به جای غضی مشمول حال من گردیده است .

 

نکته آخر اینکه هر لحظه شکری می طلبد عظیم . پس خدایا زبان و دل ما را همیشه در راه سپاس از خودت ، شاکر و ذاکر قرار ده .

 

 

بیایید شاگردی حسین (ع) نماییم .

 

نمی دانم حسین کیست ؟ ولی حیف که نیست .

تا فردا بدرود .

 

کتاب روز : رایحه دلاویز  -   محمد رضا عبدالامیر انصاری   - نشر دلیل ما 

این کتاب شرح حالی است از زندگانی جون   غلام ابوذر که در رکاب امام حسین (ع) به شهادت نائل گردید .           

+ نوشته شده در  شنبه 1385/12/05ساعت 16:59  توسط ج و ا د.جون  | 

 اینجا کلاس درس حسین(ع) است. 

 

حسین (ع) چنین هشدار می دهد   :

"الاستدراج من الله سبحانه لعبده ان یسبغ علیه النعم و یسلبه الشکر ."

هر گاه خداوند بخواهد بنده ای را به تدریج در عذاب خود فرو گیرد ، چنان کند که به او نعمت فراوان دهد و توفیق سپاس ندهد .

 

رحمت و غضب الهی همگی ناشی از اعمال بندگان است . خداوند بر مومنان رحمان و رئوف است و بر    گنهکاران و کافران و مشرکان مغضوب . آنچه مسلم بنده می تواند با اعمال نیکش خود را شامل رحمت الهی و با اعمال زشت و ناپسند خود ، خویش را شامل غضب الهی گرداند .

 

تشخیص رحمت و غضب الهی راحت نیست . متاسفانه چشم انسان دنیایی بوده و مادیات را بیشتر می بیند . فلذا گاهی افزایش نعمتهای مادی باعث این تفکر می گردد که خداوند رحمت خود را شامل حال بنده نموده ، و گاهی کمبود این نعمتهای مادی باعث این تفکر و تحلیل است که خداوند بر بنده غضب کرده است .

در تشخیص رحمت و غضب و شپوه های شمول آن بهتر است به سراغ آگاهان برویم . یعنی اهل بیت (ع) .

 

حسین(ع) یکی از روشهای و شیوه های شمول غضب را بر می شمرد . آری خداوند وقتی بخواهد کسی را به عذاب خود آنهم به صورت تدریجی گرفتار سازد نعمت فراوان به شخص می دهد و در کنار این نعمت ، توفیق بزرگ شکر را از فرد سلب می کند .

 

بنده می خورد به فراوانی ، می پوشد به سهولت ، خوشی می کند بی حد و مرز ، در رفاه  کامل قرار می گیرد بدون دردسر ، ولی .... ولی نمی تواند  شکر نعمت را به جا آورد . صاحب اصلی را فراموش می کند . منعم را فراموش می نماید . یادش می رود که خدایی هست . و امان از دست خدا فراموشی که نتیجه اش خودپسندی و غرور و تکبر و خود محوری است .

 

حال بنده غافل است از اینکه این رحمت الهی نیست بلکه غضبی است عظیم از طرف خدای تبارک و تعالی .

حسین(ع)  اخطار می دهد و بر حذر می دارد از قرار گرفتن در جزو چنین افرادی .

 

بیایید شاگردی حسین (ع) نماییم .

 

 

نمی دانم حسین کیست ؟ ولی حیف که نیست .

تا فردا بدرود .

 

کتاب روز : سفر سرخ     -   مجید مسعودی   - نشر دلیل ما 

این کتاب شرح حالی است از زندگانی حضرت مسلم بن عقیل(ع)  .          

+ نوشته شده در  جمعه 1385/12/04ساعت 19:48  توسط ج و ا د.جون  | 

اینجا کلاس درس حسین(ع) است .

 

 

حسین (ع) چنین می فرماید:

"ایاک و ظلم من لا یجد علیک  ناصرا."

از ستم به کسی که در برابر تو یاوری جز خدای ندارد بپرهیز .

 

روابط اجتماعی و قوانین نیازمند آموز ش است . انسان باید با قوانین حاکم آشنا بوده و تابع آن باشد . نوع تعریف روابط فی مابین امری است که ارزش صرف زمان را داشته و ثمرات بی نظیر به همراه خواهد داشت .

حسین (ع) با عنایت به اینکه روابط اجتماعی ناشی از رابطه افراد با یکدیگر ممکن است با نفسانیات و اغوائات شیطانی ، رنگ و بوی ظلم و استکبار دهد ، به شاگردان خود امری مهم را گوشزد می نماید .

دوری از ستم به افرادی که جز خدا یاوری ندارند .

 

ظلم در حق افراد قوی بسیار سخت بوده و نا ممکن و پر خطر می باشد . ممعولا انسان به افراد قوی تر خود کرنش نشان داده و از رودرویی با آنها به هر شیوه ای دوری می جوید . ولکن ظلم در حق افراد بی پناه بسیار ساده و ممکن است . قدرت نمایی در مقابل افراد ضعیف و ناتوان امری است بسیار سهل .

 

اما ایا شرافت انسانی ظلم در حق بی پناه و مظلوم را می پسندد . مطمئنا جواب منفی است .

 

حسین(ع) از شرافت انسان دفاع می کند . از شرافت مظلوم و از شرافت انسانی که باید همیشه از ظلم در حق مظلوم دوری جوید .

 

بیایید شاگردی حسین (ع) نماییم .

 

 

نمی دانم حسین کیست ؟ ولی حیف که نیست .

تا فردا بدرود .

 

کتاب روز : سه رفیق    -   مجید مسعودی   - نشر دلیل ما 

این کتاب فرازهایی از زندگانی حبیب بن مظاهر است .        

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/12/03ساعت 20:32  توسط ج و ا د.جون  | 

 

اینجا کلاس درس حسین (ع) است. 

حسین (ع) چنین به شاگردان خود تعلیم می دهد  :

"من دلائل العالم انتقاده لحدیثه."

از نشانه های عالم این است که سخن خود را نقد می کند  .

 

ادعای چیزی را نمودن خیلی آسان است . انسان می تواند مالک و صاحب چیزی نباشد ولی مدعی مالکیت آن باشد . آنچه ملاک است نشانه های مالکیت و ظهور این نشانه ها در مالک است  نه ادعای طرف . به قولی مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید .

 

در روایتی داریم که در شرف علم همین بس که همه ادعای داشتنش را می نمایند . آری همه از جهل گریزانند و عالم بودن را بیشتر می پسندند . ولیکن عالم بودن مشکلات بسیار و تحمل مشقات بسیاری را همراه دارد . اما ادعای عالم بودن کاری است آسان و پر منفعت .

 

هر چیزی به نشانه هایش شناخته می شود . اگر من ادعای عالم بودن کردم و نشانه های آن در من ظهور نداشته باشد ، در حقیقت کاری نکرده ام غیر از تمسخر و قول زدن خود .

 

حسین (ع) یکی از نشانه های عالم بودن را به ما می آموزد . ایشان ، نقد و نقادی از گفته های فرد عالم توسط خودش را از نشانه های صاحب علم می دانند . اگر من ادعای عالم بودن می کنم باید روحیه نقد تفکرات و گفته های خودم را داشته و آن را عملی سازم . نباید در دوری باطل گرفتار شده و غیر از نظر خود را باطل دانسته و راهی برای پرسشگری و نقد نگذارم . عالم باید نخستین نقاد خود باشد . همیشه اندیشه هایش را مورد نقد و بررسی قرار داده و بعدا اقدام به عرضه نماید . نباید غلبه را فقط در اندیشه خود بداند بلکه باید قدم در راه پرسشگری و نقادی گذاشته و بررسی را همیشه اصلی بداند غالب . 

 

در صورت تحقق این مورد جهانی زیباتر و عالمانی دلنشین تر در انتظار مان خواهند بود .

 

بیایید شاگردی حسین (ع) نماییم .

 

نمی دانم حسین کیست ؟ ولی حیف که نیست .

تا فردا بدرود .

 

کتاب روز : احرام محرم   -   عبدالحسین نیشابوری  - نشر دلیل ما 

این کتاب در باب پیشینه واقعه کربلا و آداب محرم است .          

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/12/02ساعت 20:8  توسط ج و ا د.جون  | 

اینجا کلاس درس حسین(ع) است .

 

حسین (ع) چنین تعلیم می دهد    :

"طول التجارب  زیاده فی العقل   ."

افزایش تجربه ها ، خرد را می افزاید .

 

تجربه کردن سرمایه ای بی بدیل است که نیازمند پس انداز می باشد . با پس انداز این موارد می توان در آینده با آسودگی اقدام به سرمایه گذاری و خرج و مصرف آن نمود .

 

متاسفانه حیف و میل کردن تجربه ها باعث از دست رفتن این سرمایه ی گرانبها شده و انسان را با کیسه خالی مواجه می کند . گنجینه تجارب می تواند در آینده زندگی نقشی حیاتی را ایفا کند . از جمله ممانعت از اتلاف وقت است . ممانعت از تجربه های تکراری شکست خورده و اقدام به  تکرار تجربه های شیرین .

 

عبرت گرفتن از گذشته های و بکار بستن چنین عبرتهایی در آینده همانند چراغی برای روشن شدن راه خواهد بود . راهی که تاریک بوده و نیازمند چنین چراغ پر نوری می باشد .

 

حسین(ع) از سودهای این گنجینه سخن رانده و از مهمترین فایده های آن را افزایش نقش خرد در زندگی می داند . خردی که در صورت همراهی در برنامه ریزی های زندگی باعث پیشرفت سریع امور خواهد گردید .

 

 راستی امکان دارد کسی طالب کمال باشد و زیادی عقل که ناشی از استفاده از تجارب است را نادیده بگیرد .

 

بیایید شاگردی حسین (ع) نماییم .

 

 

نمی دانم حسین کیست ؟ ولی حیف که نیست .

تا فردا بدرود .

 

کتاب روز : آیینه محمد   -   محمد باقر انصاری  - نشر دلیل ما

این کتاب توصیف شخصیت حضرت علی اکبر (ع) می باشد .         

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/01ساعت 22:9  توسط ج و ا د.جون  |